♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آدم بودن تاوان سنگینی دارد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
با تلخی این فاصله ها درگیرم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه سنگین می رود تابوت غم بر دوش تنهایی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عشق را چگونه می شود نوشت در گذر این لحظات پرشتاب شبانه
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر حتی فرصت دروغ هم برایم باقی نمانده است وگرنه چشمانم را می بستم و به آوازی گوش میدادم که در آن دلی می خواند من تو را او را کسی را دوست می دارم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کودک عشق، فردا را نمی شناسد، دیروز را نمی داند، فقط زنده است و زندگی را می چشد،
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش هنوزم همه رو ۱۰ تا دوست داشتیم
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 14 ساعت و 20 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .