♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه سخت است عاشق كسي بشوي كه خيلي ها عاشقش مي شوند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می ترسم از روزی که به منم بگن "نقطه سر خط"...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حرفـــــهایی هستـنــــــد از جنــــسِ شیـــــشه….؛ زود میشکنند؛ اما ناجور می برند….
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینجا همه دم همدم ما تنهاییست ، همه دم همدم ما سیگاریست که دودش به شکوه رقص یک پروانه پر از زیباییست....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینجا بیست قدم تا دریا دو قدم تا به خدا فاصله هست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران را هم میتوان بوسید..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آخرین پک سنگین را که بر گونه های سیگار میزنی بر من نازل میشود الذی یوسوس فی صدورک....! اما من بر گونه های چه کسی بوسه زنم تا تو علیم بذات الصدری شوی...؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بلند شو.به ساحل رسیدیم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
با آدم ها نیز آدم احساس تنهایی می کند....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چگونه بخندم وقتی که دور لبهایم را مین گذاری کرده اند
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 9 ساعت و 27 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .