♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر وقت مرا نخواستی فقط کافی ست بند کتانی ام را گره بزنی کلاهم را بر سرم بگذاری و آن کوله پشتی کوچک را به دستم بدهی ... آنوقت خیالت راحت باشد من خودم تنهایی تا پایان خاطره های تو خواهم دوید....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از نبودت به خواب پناه برده ام......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قویترین " مرد " دنیا هم که باشی محتاجی! محتاج اشکهای عاشقانه یک " زن " که از چشمهای نگرانش بروی کویر زخم هایت ببارد!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روز تولدم را فراموش کردی….. گفتم گرفتاری سالگرد آشنائیمان را از یاد بردی…. گفتم مشکل داری زیبایی لبخندم را نادیده گرفتی….. گفتم غصه داری محبتهایم را از یاد بردی….. گفتم گله و شکایت داری ولی حالا خودم را فراموش کردی… نمی دانم چه بهانه ای برای دلم بتراشم......!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
واژه هایم را به بند می کشی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگران حال و روز كسی كه ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرا ببخش... . اگر عشق ورزیدنم چشمانت را بست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حـواست به ایـن عـهـدهـای غـیـر کـاغـذی بـاشـد ... شـکـسـتَنـشـان یـک آدم را مـی شـکند.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از تــو چـه پـنـهــان با تمامِ سـرسـخـتـی ام گــاهــی ایــسـتــاده در پـسِ هــمـیـن وجـود در پـسِ هـمـیـن خـنــده هــای سـرد در پـسِ هــمـیـن گـریــه هـای گـرم هـزاران بــار مـی مــیـرم و زنـده مـی شـوم ؛ سـخــت اسـت صـبـور بــاشـی و در حـجـمِ ایـن سـکـوت نـفـسَـت بـنـد نــیـایــــد .
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 7 ساعت و 50 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .