♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می بارم اما ، نـــم نـــم.....همین...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پشت آواز قناری حزنی است که نشان از غم زندان دارد بی گمان می ترسد باغ از یاد برد آوازش ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی بهانه بوسه بر دستان باران می زنم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دست در دست باران ثانیه های نبودنت را چکه چکه می بارم "جناب آقای کاویانی"
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 5 ساعت و 11 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .