♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من دارم سعي ميكنم همرنگ جماعت شوم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در واژه های شعرم حنا می گذارم و یک ماتیک ....زیبا تر می نشیند انگار ...شیک تر می نشیند ...انگار..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من با سور و سات به دنيا آمدم و بي سور و سات بزرگ شدم و می خواهم با سور و ساتي بزرگتر از دنيا بروم و چه روز خوبي ست روزي كه جام زهرسقراط از عسل شيرين تر مي شود ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
غزل بهانه ی خوبی است، برای گفتن یک درد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مست در شهر زیاد است ولی بی انصاف هیچ کس جای دوچشمان تورا می گیرد؟!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم می سوزد به حال خودم وبیشتر به حال ماهی ها ی خزر که هر روز صدا می زدند تورا به نام کوچک آب ....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 19 ساعت و 58 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .