♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به دریا می زنم ... هم دلم را و هم تنم را ... تا آنسوتر از خط افق ... بی قایق ... مانند قطره ها ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آسمان دنیا - وقتی تو نیستی - خاکستری ست ... من این رنگ را نمی خواهم !!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صحبت باد است و سرشاخه های بید مثل صحبت قلم و سرانگشتان من...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سقوط یک برگ!!!باران بارید و به زمین افتادم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سُکوت می کنم همگان این را خواهند پسندید
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
توهم سپیدی ست خوشبختی در دنیایی که بی رحمانه سیاه است...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خیالم سرد و دلم ابری ست... کجاست برق نگاهی که بارانی ام کند؟؟
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 13 روز و 7 ساعت و 3 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .