♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ای رفیق روز های گرم و سرد سادگی هایم به سویم باز گرد!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شــــــــبگردی میکنــــم. اما صدای نفــــــــــــسهایـــت را از پشــــــــت هیچ پنــــــــــــــجره و دیواری نمیشـــــــــنوم آســوده بخواب نازنیــــــــــــنم شـــــــــ ــ ـ ـــــــهر در امن و امان اســـــــت تنها خانهی من اســت که در آتــــش میســـــــــــــــــوزد. ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زمان ! ای دزدی که همه ی چیزهای شیرین را از آن خود میکنی این را هم به فهرستت اضافه کن او روزی از روزهای پاییز به من گفت : " دوستت دارم "
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگه دارم به خودم شک میکنم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی یک دوست کاری می کند که دلت بدجور برای دشمنت تنگ می شود...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امشب شب مهتابه حبیبم رو می خوام.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی پروانه ها هم به اشتباه عاشق میشوند و به جای شمع ، گرد چراغهای بی احساس خیابان می میرند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حال و هوام ابری ... به خودم دلداری میدم و میگم: این نیز بگذرد ... هر کاری میکنم خوابم نمیبره..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از تو دلگیرم .. که نیستی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سبزی چشمانت در قرمزی شفق صبحگاهی به خاکستری میزند جادویم کرده ای مسخ شده ام مرا میهمان رویاهای نارنجی ات کن من از شوق دیدار تو سبز سبز سبزم ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 14 ساعت و 45 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .