♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حرفم را پس می گیرم قلبم صاحب خانه نمی خواهد همان قدر که متروکه بماند کا[!]ت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برای سرودن دست نوشته هایم به دنبال بهانه ای می گردم ولی افسوس که تنها بهانه ی زندگی ام شده دلیل ننوشتنم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هرگز به دستش ساعت نمی بست ساعت هدیه اش هم دیری بود نداشت روزی پرسیدم چگونه است که سرساعت می ایی؟ گفت ساعت را از خورشید میپرسم پرسیدم روزهای بارانی چطور؟ گفت روزهای بارانی همه ساعتها ساعت عشق است راست میگفت یادم امد که روزهای بارانی او همیشه خیس بود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اعتباری به خروس سحری نیست دگر......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حقمو دادی و رفتی/من به هیچی نرسیدم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
طاقتم کم است بانو ......لطفا رعایت کنید......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بازم آهنگ دلتنگی..........درخت ..گنجشگک...تفنگ بادی دختر همسایه.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اصلن باد یاران ترانه ..........من سکوتم از جنس زندگی.......غریبه......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انگار نه انگـار...ــــــــــ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو همان هستی که باید دوست داشت ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 13 ساعت و 53 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .