♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم بهانه ات را می گیرد...! نوشته هایت را بارها و بارها خواندم...! نمی خواهی که بروی...؟! با من از رفتن نگو...! یادت هست که چه آرام و بی بهانه از کوچه پس کوچه های دلم گذشتی...؟! یادت هست که گفتی تمام آسمان من خلاصه در چشمان توست...؟! اما مهربانم...! هیچ میدانی که آسمان تو این روزها بارانیست هیچ میدانی اسمانت خشک شده!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آه ...زندگی ............ .نمیدانم چرا با تمام پوچی از تو لبریزم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
درکش سخت است ........خدایا.....دلتنگی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
توی چشمهایت تنها چیزی که حقیقت ندارد منم !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی گریه می کند .... اما "مرد" است..چشم هایم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا .... بت بود ؛ بت شکن فرستادی .... من پر از بغضم ! بغض شکن هم داری ... !!!؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من گریه نمی کنم.... من حالم خوبه.. من فقط.. دلتنگتم.... همین.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سير شده ام بس که از آدم ها زخم خورده ام !! خدا خيرتان دهد به من محبت دروغين تعارف نکنيد !! من سيرم ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خداوندا این روزها بیشتر می شنوی انگار.... ومن برعکس ، کمتر حرف می زنم....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 13 ساعت و 6 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .