♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مشروب... شعر... سیگار... ... بغض... ضجه... شب گریه... دعا... خـــــدا... لعنتی تو با چه چیزی فراموش می شوی؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیدنت... شنیدنت... اندیشیدن به دستانت... شاعرم می کند . . . حتی اگر حتی اگر ازآن مرد دیگری باشی!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم برای یک گذشته ی ساده لَکــــ زده ...!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بر دوشم سنگینی می کند بار این امانت!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من کفر نمی گویم فقط می ترسم ! تو باشی نمی ترسی؟ وقتی اجابت هیچ دعایی را به چشمانت نبینی ؟!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نه بیژن ام نه خسرو نه فرهـــــــــــاد من مرد افسانه شدن نیستم ! بیاو برگرد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تا چشم کار می کند سیاهی است ! شب خودش را در اتاق من گسترانده است ... -
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عاشقانه صدایم بزن ......... من قول میدهم فقط به تو بگویم جانـــم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از عشق است... وگرنه من هیچ وقت این همه قانع و تسلیم نبوده ام !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برام از تنفر نگو منم مثل تو خسته ام.
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 13 ساعت و 7 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .