♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم /عاشق نمیشوی که ببینی چه میکشم/ با عقل آب عشق به یک جو نمیرود /بیچاره من که ساخته از آب و آتشم..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از هیاهوی واژه ها خسته ام من سکوتم را از اوراق سپید آموخته ام....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگریستم ,آتشت ...اشک چشمان مرا خشکاند....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه سخت لبخند میزنی به چشمانم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 9 ساعت و 55 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .