♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دل که آسمونش بارونیه اشکاشم پنهونیه بیشه زار جان را خشک و عریان مکن ! .... بگذار این عشق ، برکه ایی باشد ، درآن دشت عطشناک دل ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در خود نگاه میکنم که ببینم خطا کجاست بعد از کمی تامل و قدری سکوت پی میبرم آنجا که خالی از خدا ست خطاست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی دلتنگِ یک دوست ِ بی نظیر شدن عجب لذتی دارد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی به هولناک ترین نحو ممکن از تنهایی می ترسم .با اینکه سالها با او زندگی کردم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
راه میروم و شهر زیر پاهایم تمام میشود! تو… هیچ کجا نیستی…
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در زندگی برای هر آدمی از یک روز از یک جا از یک نفر به بعد[♥] دیگر هیچ چیز مثل قبل نیست ،نه روزها، نه رنگها، نه خیابانها
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بعد از نگاه یخ زده ی تو دیگه هیچ نگاهی آرومم نمی کنه
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
"از بس زندگی نکردیم از مرگ هم نمی ترسیم!"
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هیچ کس آشفتگی ات را شانه نخواهد زد! این جمع ، پر ازتنهاییست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تقصير زمستان است تو آنقدر سردي كه واژه ها در دهانم يخ بسته اند!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چقدر شعر خواندم و ...... نیامد!! ای خدا............ کسی شعرم را نمیخواند تا باران بیاید؟!! هی هوار.......... تو کجایی باران؟!!!! امشب بیا امشب بیا و دلت قرص باشد که اشتباهم را تکرار نمیکنم بیا و خاطرت جمع این بار چترم را باز نخواهم کرد!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شاید از دست رفته ها هیچگاه باز نگردند ولی امید به خدا حتی از دست رفته ها را باز میگرداند
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 14 ساعت و 3 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .