♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اشتبــاه از من بود پر رنـــگ نوشته بودمـت ... حالا برای همین است که زندگی ام پاک نمی شـــوی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من زبان تو را نمی دانم اما حرارت لبهایت را خوب میفهمم چشمانت را ببند بگذار گرمای تنت را خط به خط بخوانم . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بچه بودم بابام منو برده بود شهر بازی سوار تاب زنجیری شده بودیم ، هنوز دور نگرفته بود دستگاه که دیدم بابام داره از ترس داد و هوار میکنه..طرف نگه داشته دستگاهو به بابام میگه چی شده ؟ میگه این پسر من میترسه مارو پیاده کن !فک و فامیله داریم؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
The best and beautiful things in this world can not be seen or even heard But must be felt with the heart
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 13 ساعت و 49 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .