♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلمان را به آغوش سرد شب سپرده ایم ولی اما! نگاهمان را به فریاد زلال سپیده ای که درصبح سکوتمان !.....خواهد دمید
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تاهنوزسهمی از خورشید برای غروب امروزمانده سایه ات را بردارو برو !شایداینگونه تنها نباشی سایه هامیروند تا میان انبوه !...سکوت های من و تو آوازبخوانند ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها... اشکهایم را با دستهای خودم پاک میکنم... اینجا همه رهگذرند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سایه به سایه اگر غم دنبال من است به او بگویید خدای من از او هم نزدیک تر است...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دانسته یا ندانسته هستیم... بیائید بهترین باشیم... همین کا[!]ت... فقط همین...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 10 ساعت و 57 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .