بیرون بودم سخت درگیر یه جریان بابام بهم پیام داد: میدونی نبات چنده؟ گفتم:یا اباالفضل,یه کاره قیمت نبات رو میخوای چیکار؟ نه نمیدونم گفت:نقل چی؟ گفتم:چی شده میخوای بازم ازدواج کنی نقل و نبات میخوای؟ نه خوب نمیدونم زنگید بهم میگه فقط میخواستم بهت ثابت کنم خیلی خری چون از قدیم میگن خر چه داند قیمت نقل و نبات هی روزگار
زنه میره نجاری میگه: آقا یه کمد بساز برام . یارو یه کمد میسازه. زنه دو روز بعد میاد میگه: اتوبوس که رد میشه کمده میلرزه! نجاره میگه چرا مزخرف میگی اتوبوس چه صیغه ایه؟؟؟ خلاصه میاد پیچ میچاشو محکمتر میکنه و میره دوباره فرداش زنه میاد میگه:اتوبوس رد میشه کمد میلرزه ... اینم میگه : بابا برای یه کمد پدر مارو در آوردی. اصن من میرم تو کمد میشینم اتوبوس رد شه ببینیم چیه. میشینه تو کمد یه دفه شوهر زنه میاد خونه در کمدو باز میکنه ، میگه: تو اینجا چی کار میکنی؟ نجاره میگه : اگه بهت بگم منتظر اتوبوسم باورت میشه؟
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 18 ساعت و 29 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .