♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اعتباری نیست بر این روزگار پر از هیچ که شرط عقل است احتیاط ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا! اگر عظمت حقّ الناس را در نگاه تو در می یافتیم ، به یقین چنین بی مُحابا بر کشتگاه حقوق مردم نمی تاختیم. نگاه خودت را در همین جهان ، عیان کن...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سیلی به کف آمد.... انگار جشن درد است و شیشه خانه دل بر گونه ها ...... چه بیگاه گرفتند آدمیان ، مهلت را........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من به چتري مي انديشم که تو، دسته ي آن را گرفته باشي و من دست تو را...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزهایی که شاعر نیستم کلمات را به میهمانی عصرانه دعوت می کنم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سرم سنگین است سنگین تر از شاخه ی پر از کلاغ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 53 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .