♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می خواهم غوطه ور باشم در این سکوت مرگبار...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بازگشته اند دردهای قدیمی تصویرهای تاریک از من در آینه...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو هم مومن نبودی....و حتی در حریم ما . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من به دنبال فضایی میگردم.لب بامی،سرکوهی...آخ میخواهم فریاد بلندی بکشم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خاطرات زخمی مردم دلشکسته ی این شهر غبار کهنگی امسال را بر دلم گذاشت ومن هنوز منجمدم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی خواستن آنان که از تو شعر می خواهند از خود شعر زیباتر است...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به یمن اینکه دلم سکوت این ترانه شکست /قلم کمر به نوشتن سوز این زمانه ببست /که مهر آمد و وآئین ماه مهر به جاست /کجاست ماه و مهر من کجاست کجاست؟ .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قصه و اشعار من چه چه ...هیچکس از ما نمی پرسد درد بی درمان این شعر و ساز چیست؟ ماجرای گریه در پرواز چیست؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حکایتی که صدایش صدای ساز شکسته هاست و شاید شکسته سازها و آن حکایت قلمهای شکسته است و شاید قلم شکسته ها... من این روزها دیگر قلمم ساز نمیزند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حالا من و صدای نفسها و بوی عشق وتنی خسته از سکوت...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم ..... صدا ............. سکوت تنم ...... هوا .............. هبوط لحظه ........ شعر ............... سرود شعری که دیگر نمیتوان سرود....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 53 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .