♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدای من چقدر انسان بودن سخت و دردناک است! و سختر از آن ; آدمیت! و از آن دو سخت تر , اینکه ندانی; انسان را آدمیت لازم است یا آدمی را انسانیت ؟!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر آسمان هم برای ما خرامان میبارد ; ناز چشم های خویش که هر ساعتم بارانی است !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نه قرآن میخوانم به صوت غمین ! نه شعر و طرب را به رسم مردم لعین ! نه مناجات شبانه و نه دعاهای روزانه ! تنها ... تنها دوستت دارم را میخوانم ! روزی یک وضو یک رکعت یک کلام قبول باشد !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من خدا را در تو دیدم .....باورم شد که خدا ، رنگ احساس من است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا دل به دریای محبت بزن ....بیمار ما را شفا بخش.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم که می گیرد کودک می شوم ... کفش هایم تا به تا می شوند ... دستانی می خواهم که آرامم کنند ... مهربوونی که به فکر دلتنگی هایم شود ... و گلویی که بغض امانش را نبرد ... بهانه گیر می شوم ... نق می زنم که این را می خواهم .... که آن را می خواهم ... ولی هیچکس نمی داند ؛ که به جز تو هیــــــــچ نمی خواهم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بیایید ...حرمت خدا را نشکنیم......خدا هم عاشق است.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امروز بر ساحل خزر دیدم.....مردی ماهیگیر که از دریا ماهی گرفته بود... روی ماسه ها نوشت: دریا سخاوتمندترین سفره هستی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هی رفیق ....نشکن : اعتماد ، قول ، رابطه و قلب زیرا وقتی این ها می شکنند، صدا ندارند! ولی درد بسیاری دارند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کجایی سهراب ...مرا به تمسخر می گیرند ....می گویم قایقی خواهم ساخت ....آنسوی دریاها شهریست....این روزها خون به چشم شقایق ها می کنند...کجایی سهراب...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 11 ساعت و 55 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .