♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یعنی الان سرعتت تو حلقم دنبالر.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شعرت را در کدام قالب ریخته ای که هر بار تندیسی از عشق می آفرینی؟!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
.دست هرچه ستاره هست از پشت بسته ای وقتی ازآن بالا به این خوبی چشمک می زنی!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش می دانستی چقدر تن کاغذهایم تیر می کشد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شرط می بندم آمده بود تا تو را ببرد "سرنوشت" قمار باز قهاری ست!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها شاعری پشت صحنه ی زندگی ام ایستاده است و می خواهدهمه ی تراژدی ها را فقط با یک شعر در چشمانت کارگردانی کند!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر روز که می گذرد طالع " همایون" و دل "خرم" کمیاب تر می شود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هیچ چیز... تقصیر عشق نیست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پیر شد، دلم میان میکده یخ بسته...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روی دست های خسته اش گریست لخته های سرد و سرخ وبی روح را سکوت زندگی.....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 2 ساعت و 58 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .