♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزی من هم پرواز را تجربه خواهم کرد ...حتی با بالهای شکسته.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من خوب آموخته ام که رَف تن ها را تنها عاشقانه ببینم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من ِ شکسته ی بی تو ، پشت سرت هم عاشقانه حرف میزنم...همین!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی نمی شود ..... فراموش کرد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هنوز سایه ای از من نصیب دیوار است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مادرم فکر میکرد خوب است من برای خودم کسی شده ام.....کاش بودو............هیچی همین مادر.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بازار من از سکه می افتاد وقتی که نقش مردی در حال گریه هر دو رویم بود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هنوز دل دل میکند در چشمهام بی قرار میشود آخر خدا و اینهمه دلتنگی؟ من که حلقه حلقه به تنت پیجیده بودم!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 2 ساعت و 58 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .