♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دانه های برنج سحر, تا افطار کف حیاط می ماند گنجشکان محله ما, روزه گرفته اند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چای دبش زیر آسمان دی ماه تلخه تلخ, غم پهلو حالم خوب است... دروغگوی خوبی شده ام!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تازه می فهمم تنهایی آن حس ترحم برانگیزی که نسبت به فرد تنها ایجاد می کند نیست, تنهایی این نیست که در دل کوهسار یا بیابان تنها زندگی کنی و یا در شهر شلوغ کسی به یاریت نشتابد, وقتی کسی نباشد که از آنچه تو را بر سر ذوق می آورد با وی سخن بگویی تنها هستی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من ، دست تردید را از پشت بسته و از گرمی دست تو با غربت سوخته ام .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پا به پای تحریم جستجو می کند کارتن های سیگار برگ را جنب هتل استقلال.....پیرمرد کارتن خواب....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خروار خروار دانه ی سکوت می کارند آفتابگردان های سر بزیر ...و گندمها به خیانت متهم شدند....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرا دیگر نپرسید از سایه ام بخواهید باز گوید عمق بی ارادگی من چند فرسخ است حرف هایم نای راه رفتن ندارند
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 20 ساعت و 55 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .