♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
ایـن روزهـــا ، حریص شده اند ، چشـمانــم !پُــر از خــیرگی ..به دنــبالِ نگاهـی آشــنـا ..مــانـدهام در تــمام ِ اتــفاقـات ِ نیفـتـادهبــا بــوی ِگـند ِ عطــرِ ِ بـی کسی ، چـه بـیخیــال مـیروی !و سبُک از اشکهای ِ من ، می خـــندی !!من میمــانـم و روزهــای ِ قـد کشـیده ..پـُـــر از حــسرت !!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عادت کردم هی میرم روبروی آینه می ایستم دست میذارم رو شونه ی خودم و تو آینه به خودم نگاه میکنم و میگم : طاقت بیار رفیق ...
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
بیا و معجزه باش؛ مگر بهار جز آمدن چه کار میکند؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دریا مرا باور کن مرا بفهم حتی اگر شده مرا ببلع!!! من در کناری مانده ام... تنهای تنها...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلتنگى باز هم حضور سنگینش را تحمیلم میکند. چه بنویسم از این همه روزها و لحظه هایى که به قول آینه در خود میشکنم اما غرور بغض نشکسته ام را به آهى سرد فرو مینشاند...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 3 ساعت و 23 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .