♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نحسی سیزده زودتراز موعد مرا در بر گرفت.................
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شب که می شود ، خیالت را محکم در آغوش می گیرم و چشم می بندم... خوابهایم بوی تو را می گیرد!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش سنگینی حجم لحظه هایم را می فهمیدی !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من در احساساتم می میرم...........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ریگ که هیــــــــــــچ وقتی بدنبال زندگی ، پای دویدنم شکست ... باید دستگیرم میشد ؛ من کوه به کفش دارم.
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 1 ساعت و 59 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .