♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
دلهره این روزهایم این بود... که اگر پاییز تمام شود دلتنگی هایم را به گردن که بیندازم !!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گفت میخوام برات یادگاری بنویسم گفتم کجا؟ گفت رو قلبت گفتم مگه میتونی؟ گفت آره سخت نیست،آسونه گفتم باشه بنویس تا همیشه یادگاری بمونه یه خنجر برداشت گفتم این چیه؟ گفت هیییییییییییییییس--ساکت شدم گفتم بنویس پس چرا معطلی خنجر رو برداشت و با تیزی اون نوشت: *دوست دارم دیوونه*
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیوانـــه ای اگر بخوابیـــــــ امشــــــــب که پـــایــان پایـــــیــز اســــتـــــ و زیر سایه ی حافظ می شود یک دقیـــقه بیشتــــر دوســــــت داشــــتنت را مثل انـار مثل خرمـــالو مــــزه مـــــزه کــــرد...!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آنکس که میگفت دوستم دارد عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد رهگذری بود که روی برگ های پاییزی راه میرفت واین صدای: خش خش برگ ها.............................. همان آوازی بود که من گمان میکردم میگوید: دوستت دارم.....................................
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هنوز هم به یلدا، شب چله میگویند. تا به حال پرسیدهاید چرا؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نظر شخصی منه ......آدم های تنها.......امشب ......................اینجا......
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 16 ساعت و 23 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .