♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هی تو.....تمام روزهایی که سرگرمیت بودم ، زندگیم بودی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
الان بهت نیاز دارم ولی نیستی... خدایا تو دیگه منو تنها نذار...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گوشه ای می نشینم...... و حسرت ها را می شمارم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بعـــد از "تـــو"، جای خالی دلــم، مثل کفش های سيندرلا، اندازه هيچ يک از مردمان شهر نشد ... حتی به زور...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شيارهاي دست تو زخم زمانه است يا عشق به خانواده؟.....پدر....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حس تقدس در رگهایم میدود وقتی به مذهب تو عاشق میشومُ
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 16 ساعت و 30 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .