♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران بر اتاق من میبارد مرغان دریایی از خواب بیدار میشوند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی انصاف ببین دونه به دونه ی این اشکا رو واسه تو ریختم واسه تویی که به قول خودت تحمل دیدن حتی یه قطرشو نداشتی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وای از دست این دل بهانه گیر
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگه از یه جایی به بعد نـــــمیتونی بزاریش کنار ؛
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چقدر تـآزِگــﮯ دارَد بـَرایَـمـ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دارم از تــو حــرف می زنــم
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 37 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .