♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلت مياد دوستم نداشته باشي....حالا که شدم يك پارچه آقا.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گفتمش برات خونه میسازم از خشت و گل، گفت اگه دوسم داری جام بده تو خونه دل....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از گـونـه هـای مـن گلـی نـمی شکفد بــا ایـن بــاران هــای شــور . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برای او مینویسم که روزی دلش مهربان بود ، مینویسم تا بداند که دل شکستن هنر نیست ، نه دیگر نگاهم را برایش هدیه میکنم و نه دیگر دم از فاصله ها میزنم ، و نه با شعرهایم دلتنگی را فریاد میزنم .مینویسم تا شاید نامهربانی هایش را باور کند!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گلســتان کــن شعــله هــاي نــا اميــدي ام را بــا نيــم نگــاهـی، تــا ابــراهيــمانــه از آن بگــذرم کــه در آتشــم ايــن روزهــا از ســردي ات!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چشمــان پــرنــده را کــه از او بگيــرنــد، پــروازش بــی نهــايــت مي شــود! چشــم هايــم در دســت تــوســت، بــی نهــايتــم بــاش . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خــورشيــد را بگــو ديــرتــر خــراب شــود روي ســرمــان! بگــو مجبــور نيــست هــر صبــح گــل دهــد بــر گلــدان افــق، کــه مــا عســل لــب هــاي کســي را کــم داريــم بــراي صبحــانــه . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بگذار حالا حالا ها، قنديل هاي يخ آب شوند تا سقوط بهمن در گردنه دندان روي جگر بگذار...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دوستـَت دارَم را آرام می نویسم ...... زیـر فـشار ِ ایـن اعتـراف کاغَـذ هـَم مـُچالـه می شـَوَد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عـشقـَمـ بـه تـو خـارج از تـحـمـُل ِ خـُداسـت ... بـگــو چـﮧ کـُنـمـ؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بــايـد بـاور كـنم.........خـَستـه ام از اُمیـدهـای ِ کـوتـاه
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شَـب لـالایـی اَش را گـُفت امـا بـه خـواب نـَرفتـَم هَنـوز دَر جایـی بیـداری بـا کـَسی ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی واقعیتی ناگفتنی بود یا باید سکوت کرد یا باید شعر نوشت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چـون خاکستـر دو سیـگار در یـک زیـرسیگـاری! از مـنُ تـو کاری ساختـه نیـست! زخم، بـا خنجـری که در دل دارد چه کنـد؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حالا که رفته ای... دیگر چه فرقی می کند؟! بگذار خدا تقسیم شود گوشه ی دیوار تقسیم شود درخت پرتقال تقسیم شود فقط می خواهم بدانم... هرروز از کدام سمت آسمان یک سبد بوی باران مرا خیس می کند؟
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 18 ساعت و 6 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .