♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عشق آدم را به جاهای ناشناخته می برد مثلا به ایستگاه های متروک به خلوت زنگ زده ی واگن ها به شهری که فقط آن را در خواب دیده... وقتی عاشق شدی ادامه ی این شعر را تو خواهی نوشت...تووووووووووووووووووووووو.........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ای غریب اشنا با تو هستم ....چقدر این لحظه هایی که حواست نیست نفس گیره
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی هیاهو سوختم .......بی هیاهو رفتی.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زندگی ان هنگام زیباست که ادمی بداند فکری به خاطرش ....درهیاهوست....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
رفتی ..اما تو بدون ...این حق تو نیست بری ............... با چشمای خیس...................
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه کردیم ..........با احساس...........؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مخاطب خاص.......آیا دلت ذره ایی مثقالی مرا می جوید؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می گویند حساسیت فصلی است ..خیسی چشمانم.....آن ها نمی دانند......درد است ....دردی پنهانی......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هنوز زنده ام بی تو! باورت میشود؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مخاطب خاص.....دل است دیگر یا شور میزند یا تنگ میشود یا میشکند آخر هم مهر سنگ بودن ...میخورد روی پیشانیاش.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بعد ازاين من چه كنم بادلم....................؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
توسبك بال پريدي/ من پر پرواز ندارم...در اوج با ستارگان خوش باش...بانوی آسمانی من....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 19 ساعت و 39 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .