♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ســـیگارش را مــی گــذارد زیــر لبــش و مـــی گــوید: آتـــیش داری؟! جــواب مــیدم: تــوی جــیــبــم کــه نــه. . . تـــو”دلــــم“چـــرا. . . بــه کــارت مــی آیــد؟؟؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به سیــــــــــــــــــــــــم آخر… ساز میزنم امشــــــــــــــــــــــــب…!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نه التماس میکنم نه خیره خیره نگاهت فقط آه میکشم و سکوت میکنم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مگه قلب من بت بود..!!! که خدا تو را … برای شکستنش فرستاد….؟؟؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نمیــــــدانمـــ تعبیـــــر نگاهتـــــــ خداحافظـــــ یستـــ ــ ـ یا انتــــــظار ؟!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگه ته مونده های سیگارم دور نمیریزم شاید فردا که من نباشم از روی همینا بفهمی چقد دوست داشتم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هیچی… مثل یک عطر اشنا عمق فاجعه رو نمی کوبه تو مغزت…
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا میوه ی ممنوعه ی این زمین خاکی روی کدام درخت در انتظار دندان های حریص من است؟ هوس کرده ام از زمین اخراجم کنی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شـبــهـــا زیــــر دوش آب ســــــــرد رهــــا میکـــنـم بـغـــــض زخـــمـهــایــم را در حالی که هــــمــــه میگویند : خــوش به حـــالــَــش … چه زود فــــــرامــــــوش کـــرد.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی حس شده ام از درد ! از بغــض ! فقط گاهـی خـط ِ اشکی …میسـوزانـد صـورتـم را
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هیچ قــــطاری از این اتــــاق نمی گذرد من اینجــــا نشسته ام و با همین سیـــــ ـگار قــــطار می آفرینم نمی شنـــوی …!؟
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 19 ساعت و 53 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .