♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
يعني مي شود روزي که روي همين صفحه بنویسم: " آمد که بماند " !!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بسلامتی اونی که عزیزم شد… اما من عزیزش نشدم…
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اينا که تو خيابون راه ميرن و يهــو با خودشــون ميخنــدن ... آدمايیــن که با خاطره هاشــون زنـــــــدن ... ديــــــوونه نيــــستن فقــــط يکــم خستــــه ان ... یکـــــــــــــم ... !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
يه وقــــتایی که دلت گـرفته ؛ بغض داری ، آروم نـیستی ! دلت بـــراش تـنگ شده .... حـوصله ی هـیـچـکسو نـداری ! به یــاد لحظه ای بیفت کـه : اون هــمه ی بی قـراری هــای تـو رو دیـــد؛ امــا .... چـشمـاشـو بست و رفــت ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اشکــ﹏ـــಥ ̯ ಥـــ﹏ـ سه حرف ندارد ... ، اشک خیلی حرفــ﹏ـــಥ ⌂ ಥـــ﹏ـ دارد!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بازم مثل هميشه لبخند پشت چهره گريونم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نهايت تو اغاز مرداب است ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زخمهایم ....... درد ندارند دیگر ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 19 ساعت و 51 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .