♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سرشارم از پاییز.... عطر نجابت کیست درخلوت اتاق؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پاییز و هجوم تنهایی ... دهان باغ ، وامانده..... شگفتا برگ!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به خواب نرفته اند درختان قبض روح شده اند از اين سرما كه چون عزراييل به جان باغ افتاد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چتر دلتنگی باز آه ، باران، باران! ناودان را بنواز!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 19 ساعت و 12 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .