♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ببخش "رفیق" که نارفیق بودم..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فانوس خاموش با هیچکس کاری نخواهد داشت...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خاطرات چوبهای خیسی هستند ، که با آتش زندگی ، نه میسوزند و نه خاکستر میشوند . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کـاش می شـد بــه تـو زل زد نـه بـه جـای ِ"جـای ِ" تــو !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حالا دیگر باید پرده های این دل خانه را انداخت ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شبی.. شاید.. زخمهایم را زمین بگذارم..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی که "غم" ذرّه ذرّه.. آبت میکند! شکرخند میزنی.. درست مثل قند توی فنجان !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شمارش نفس های گرم و سرد هم خود بازی بزرگیست!! وقتی سرنوشتت را در حال نوشتن قرار میدهند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها همه در حال رفتن هستند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
رحم کن به دلے که فقط / تو / را دارد به من سرے بزن , این خون جگر شدن کافے ست ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ای کاش کسی بود که، وقتی می آمد، وقت ِ رفتن ؛ نمی رفت ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کـــاش ایــن قــلـم نـشـانـی تــو را می نـوشـتـــ ؛ نـه در به دری مـــرا ..
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 9 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .