♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من که خیلی سردم، باید تو اوج زمستون به دنیا اومده باشم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صدای پای خزان است!یک نفر در را به روی حضرت پاییز وا کند ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چیزی هر شب مرا تهدید می کند کابوس نیست چشمهایم را که می بندم خیالت یقه احساسم را میگیرد بغض سراغم را میگیرد و اشک امانم را می برد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عشق هر جا باشه رنگه خودشو حفظ میکنه...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شانه ام را تکیه گاه سرش کردم صدای قلبم را بشنود خوابش برد.....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 2 روز و 6 ساعت و 27 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .