♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی نمی دانی از دست داده ای... یا ، از دست رفته ای...!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بعضي وقت ها حرفي را نبايد كامل زد.... بايد آن را سير "گريه" كرد.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نقاشی ات خوب نبود! اما راهت را خوب کشیدی و رفتی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در نبرد بین روزهای سخت و انسانهای سخت،این انسانهای سخت هستند که می مانند نه روزهای سخت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کسی دلهره های بزرگ قلب کوچکم را نمی شناسد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قلبم مدتهاست که حرفی نمی زند اما من ... می ترسم قلبم بفهمد که " هنوز هم منتظرم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تاخیر کرده ای و قلبم برای ایستادن تنها منتظر بهانه ای بیش از این است ،
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش مي فهميدي وسعت حرفت را......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اشک چشمان سياهم خشکيد.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چقدر فرداها زودتر از پیریمان گرد غم بر سرمان می ریزند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این تمام واقعه نیست… از دل هر کوه کوره راهی می گذرد… و هر اقیانوس به ساحلی می رسد… و شبی نیست که طلوع سپیده ای در پایانش نباشد… از چهار فصل دست کم یکی که بهار است…
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 12 ساعت و 39 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .