♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تا آخر عمرت هم اگه تنها موندي،مهم نيست! فقط نذار به جايي برسي كه تو آغوش كسي با ياد يكي ديگه باشي...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چقدر بیهوده تلاش می کنم خودم را بچپانم توی این انگشت های یخ زده.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آدمیست دیگر... یک روز که حوصله هیچ چیز را ندارد دوست دارد بردارد خودش را بریزد دور...!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تازه فهمیده ام که چطور دردها که بزرگ می شوند دیگر به حرف و کلمه و دهان نمی رسند. همان جا میان ِ راه جان ات را می گیرند و نفس ات را بند می آورند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آدم وقتی خیلی دلش میگیرد و شور میشود ساکت میشود... و حرفهاش همه و همه خلاصه میشود به گاز عمیقی که از گوشه ی لبانش میگیرد..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی اوقات هست که آدم دلش نازک میشود. حتی آن موقع ها پرواز مگس ها و جیک جیک گنجشک ها اشکت را در میاورد.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من همه چیزم سکوت شده..سکوت و سه تا نقطه...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گیرم تو هم دلت گرفته باشد... آه من و تو از یک جنس است؟!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دست ِ مهربان ِ هيچ نسيمي به رها كردن ام شتاب نمي گيرد تنها شيطنت كودكانه اي از دوردست نخي را بي هوا مي كشد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شبيه يك بـادبـادكـ ـ ميان شاخه هاي به هم تنيده ي درختي گير كرده ام زخم زخم زخم است كه مي خورم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا من بازگشته ام از مرگی هزارباره از تکرارهایی تهوع آور با زخم های دهان گشوده خدایا من بازگشته ام بغلم می کنی ؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هیچکس حاضر نیست کنار بکشد؛ عوض بشود نه من..! نه دنیا!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
+وقتی که از همیشه غمگین تری بیشتر خودت را توی آینه برانداز می کنی
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 12 ساعت و 39 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .