♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نه بیژن ام نه خسرو نه فرهـــــــــــاد من مرد افسانه شدن نیستم ! بیاو برگرد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تا چشم کار می کند سیاهی است ! شب خودش را در اتاق من گسترانده است ... -
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عاشقانه صدایم بزن ......... من قول میدهم فقط به تو بگویم جانـــم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از عشق است... وگرنه من هیچ وقت این همه قانع و تسلیم نبوده ام !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برام از تنفر نگو منم مثل تو خسته ام.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم چرخید و چرخید...... خرقه افکند..... چند روزیست درویش شده است....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من ايمان دارم به چشمان تو....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرا ببین... دیرزمانی بود در چشمانم چشمه ای جاری بود... نامش زلال اشک شور بود ولی دلم را شفا می داد... دیریست خشکیده... این روزها خون می بارد از چشمم مراببین. چیزی از تو نخواستم. فقط مرا ببین همین.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جاودانه ام کردی... گاهی به خاکستر دلم سر بزن...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انتظار.... این است سرمشق امشب من...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آغوش تو... يعني پايان غم هاي من... و آغازي است براي پرواز...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 13 ساعت و 32 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .