♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر روز پشت پنجره می نشینم و گیسوان شعرم را برای تو می بافم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سرت را بالا بگیر ... سینه ات را سپر کن و صدایت را بنداز ته حلقت و فریاد بزن: " من فراموشش کردم " و بعد راست دماغت را بگیر و تا ته برو ... . . . پینوکیوی بیچاره !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لعنت به تفنگ بادی ِ پســــر همسایه .....گنجشک به اولین قرارش نرسید !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی لبخند زدی در گودی گونه ات افتادم دست و پای عقلم شکست! و من تا همیشه عاشق شدم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک زمان و یک مکان با مرگ میعادی خواهم داشت ! کاش ... آن زمان و آن مکان اینجاو اکنون بود !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من خودکشی نمی کنم ! تا هر وقت که تو بیایی اینجا باشم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم گرفته است ... مثل یک مراسمِ کوچکـــ ِ عزاداری !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
"جدایی نادر از سیمین " گلدن گلاب می گیرد! جدایی من از تو جانــــــــــــــم را ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
رد پایت را گم کردم ! کاش آن شب که رفتی از چشمانم به جای " باران " " برف " می بارید...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مشروب... شعر... سیگار... ... بغض... ضجه... شب گریه... دعا... خـــــدا... لعنتی تو با چه چیزی فراموش می شوی؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیدنت... شنیدنت... اندیشیدن به دستانت... شاعرم می کند . . . حتی اگر حتی اگر ازآن مرد دیگری باشی!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم برای یک گذشته ی ساده لَکــــ زده ...!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بر دوشم سنگینی می کند بار این امانت!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من کفر نمی گویم فقط می ترسم ! تو باشی نمی ترسی؟ وقتی اجابت هیچ دعایی را به چشمانت نبینی ؟!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 14 ساعت و 22 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .