♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هی تو ...سوختم را دیدی....خاکسترم را هم ببین......فقط آروم باش....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی خیال حرفایی که تو دلم جا مونده برایم شعری بخوان برایم شعری بگو........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انگاری این زندگی دیگه ناموس نداره ......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خواندمت........... با تمام غزل های تنهایی ات نه اینکه از جدایی گله داشته باشم نه میدانی که برایت هیچ بودم تمام چهره غمگین ات را بیاد آوردم ناگه چشمهایت فراموشم شد خواستم بنویسم ، قلمم لغزید.............
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به من نگاه کن............... آیا این من نیستم که در میان کلمات زندانی شدم و چنگال واژه هایم استخوانی شده اند در گلویم میان رفتن و ماندن وا داده ام دور تا دورم منطق حلقه زده یکی خوبی را تعریف می کند ،دیگری بدی را و تراوشات ذهن من که همه را نهی می کند حتی خودم را خسته ام........................... خسته.....به خداااااااااااااااااااااااااااااا
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عاشق اردیبهشتم همیشه تو این ماه یه حس قشنگ دارم یه حس غریب که نمی تونم تعریفش کنم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم تنگ کسی ست که روزی عاشقانه هایم را دوست داشت......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من تشنه ی بارانم...خدایا....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ای کاش اسم مرد را به اجبار یدک نمی کشیدم که من از هر زنی بیشتر نیازمند نوازشم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حکایت من حکایت کسی است که..................................خندید اما کسی غمش را نفهمید
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خـــــــــــدایا خیلی خـــــــــسته امــ... فردا صبح بــــــــیدارم نکـــــــن...!!!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 7 ساعت و 16 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .