♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
رفتی ..اما تو بدون ...این حق تو نیست بری ............... با چشمای خیس...................
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها خود ازار شده ام از خودم خسته شده ام بس که سر به سر خودم گذاشتم/بس که نداشته هایم را به روی خودم اوردم! همه ی وجودم پر از همهمه ی داغیست که میدانم نباید باشد اما هست! تب می کنم/یخ میزنم/اب میشوم/برفک میزنم هذیان میگویم گریه میکنم ارام میگیرم دلتنگ میشوم بغض میکنم نفس میکشم بی فایده است/از دست رفته ام...برا تو ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو.....فقط تورا دوست دارم ......بفهم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سرد /یخزده/لرزان توی هوای بهار ی که همیشه جذاب و زیباست تنها دلگرم به روزی برای مردن زندگی را سپری میکنم متنفر میشوم از اینکه مثله یه کرکس که منتظر مرگ کودکی رو به مرگ است منتظر باشم در خودم جمع میشوم تا احساس گشودن بالهای بزرگ کرکس را از سرم بیرون کنم دستهایم نا زیبا /زمخت/ بی احساس
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه کردیم ..........با احساس...........؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مخاطب خاص.......آیا دلت ذره ایی مثقالی مرا می جوید؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هجوم اشک در چشم......غارتگر غریبی است لا مصب ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هجوم بن بست را ببین....هم پشت سر هم رو به رو.....راه سفر با تو کجاست؟من از تو میپرسم... بگو؟؟؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
رابطه مان سرد شده...انگار که جفتمان توی یخچال باشیم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش می دانستی٬من سکوتم حرف است.....دلتنگم...برای کسی که مدتهاست٬بی آنکه باشد هر لحظه زندگی اش کرده ام!!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه بگویم از غم تو ای همه دلتنگی ام...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اون دیگه مال تو نیست.....قلبت رو شکست ورفت..........خیلی حرف ها زود رفت....بی وفایش رو دیدی؟.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کسی را دوست میدارم ولی افسوس نمی داند٬پس چه فایده دارد؟؟؟؟....سکوت زندگی ....خاموش شو..اون دیگه رفتنیه...قدر اشک هات رو بدون.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می گویند حساسیت فصلی است ..خیسی چشمانم.....آن ها نمی دانند......درد است ....دردی پنهانی......
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 6 ساعت و 22 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .