♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بـَعـضـــی تـَجــ ـرُبـه هــ ا نــابـــ اَنـد ! مِـثــل ِ بـِرَهــ ـنـه زیـر ِ بـــ اران بـودَن !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تقــصیر مـــ ـن نیسـتـــ ! این کلــمه هـا عاشـِــق تـــ ــو هســتند ... حـَـتی اگر تــ ــو دسـتی که آنـــها را کـِـنار هـَـم می چــیند دیگر دوســتـــ نداشــته باشــی !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نـه ! جـلو نـیا ! نمـیخواهـم تلخـی وجـودم حِـس چشـاییـتـــ را برای هــمیشـه کـور کـُند ! چـه سـختـــ اسـتـــ حـِـس دوسـتـــ داشـتنم !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امـروز واقـعیـتـــ را با سـکوتـــ نوشـیده ام ! طـعمـی شـبیه شـرابـــ قـرمز تــَلخ بـود ! ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نامهربانی .....آتشم زد......گلپونه ها.......بی همزبانی آتشم زد.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چـون سـوز ، چـون سـرما از لا بـه لای سـوراخ هـای ایـن پتـوی پـاره در مــ ـن نفــوذ میـکـُـند ... فـِکر تــ ـو ... !!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
احـساس زبـاله ای غــیر قـابل بازیافـتـــ دارم که تبعـید شُـده به ایـن دنـیا چـون برای بهشـتـــ هـَـم مـُـضر بـوده !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چــقدر دنیـای تــ ـو بزرگ اسـتــــ هـَــنوز از تنهایــی سـُخن مـی گویـی ! چــِقدر کـَم هـستم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چــه ســاده جـِـدی گـرفته بـودم هــَمه چــیز را !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
(هـَـنوز دوسـتت دارم ) چـِـقدر احمــقانه می شـَود جمله هـایم ! وقـتــی که (هـَنـوز) بین کلماتـم مـی نشیند !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عَـصر جـُمعه ، هَـوا گرفته ، آهَـنگ آروم ، تـَنهـام ، کِـبریت ، دفـترچـه قِـرمز رنـگ کوچـیک ... ! آتـَـش .......تـ ـو نیستـی و هـمین برای گریه کافـی اسـت !
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 23 ساعت و 32 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .