♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کوله بارم همه غم .چمدانم همه اشک ...باید امشب بروم ..تا ته کوچه ی تاریک خیال ..من به خود خواهم گفت ...سرنوشتم ز گره پر شده است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
او نمی داند که با قلبم چه کرد....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آفتاب داغ دنیا تمام تنم را سوزانده سایه ای می خواهم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چمدان دلتنگیم را برمی دارم خواهم رفت از شهری که تو را از من گرفت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گرد هم آوردند ماتمهای عالم را.....بر وجودم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
داستان من و تو! داستان امید های بربادرفته .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیوانه شدن به خاطرت کافی نیست؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عشقت دل سنگ را هم آب می کند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر سوی خانه می بینمت که می خندی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سقفی می خواهم از آفتاب به خاطر شقایق های دلم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی نگاه تو دلم می ماند و دیوارهایش
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه کــــس ترا از مهربان شدن با من مأیوس میکند؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شبــهایم پــُــر شــده از خواب هایی کـ در بیــداری انتظارش را دارم
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 13 روز و 4 ساعت و 30 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .