♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها باران هم که نیاید من دلگیر میشوم اصلا مهم نیست که باران بر کوچه ببارد یا بر بسترم!! باران هم که نباشد چشمان من خیس است ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا... تمام غمهایم را فقط بر دوش تو... گریه می کنم! فریادهایم را فقط برای تو... درگوشی می گویم! بگو که می شنوی!!!!!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم با تو بود... تو ولی سرد شدی... آنقدر سرد که به ناچار گرمایم را به تو بخشیدم... و تو به من تهمت سرد شدن زدی و رفتی..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه نقاش ماهری است! فکر و خیال را میگویم.. وقتی که دانه دانه موهایت را سفید میکنند.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عشق تنها قدرتی است که دشمن را به دوست تبدیل میکند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به هر آسمان زلالی مشکوک است، گنجشکی که سر به شیشه ی پنجره کوفته است...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تا اخرین قطره زیر باران می ماند!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اتش فریاد را با اب سکوت خاموش کن......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
داستان زندگی من قصه ای است که متن ان وجود....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هیچ غروبی غم انگیزتر از دوری دوست نیست.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مهربانیت را به دستی ببخش که می دانی باتو خواهد ماند وگرنه حسرتی خواهد گذشت بر دلی که دوستت می داشت.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اشکهایم را ندیدی چون محو تماشای باران بودی ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کبوتر دل من ....چه بی شکیب می نالد....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 13 روز و 4 ساعت و 30 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .