♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در عصر گرگ ها معصومیت جواب نمی داد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
درد دارم خدا شفا بدهد. كاري از گريه بر نمي آيد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شعر من زايمانش آسان نيست. جان سالم به در نخواهم برد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می روم که بادبادکی هوا کنم بانو .....یادی از همیشه مانده است در برابرم.....می روم برای قصه شاهدی بیاورم برایت.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به سلامتي همه اونهايي که تلخ ميخورن و شيرين سخن ميگن
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صدای خسته من که الان سال هاست که خاموش شده روی تن لخت دیوار ها مثل شلاق نواخته میشود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
»» "انگار تا در جایی گم نشوی هیچ کس به صرافت یافتنت نمی افتد."
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فرسنگ فرسنگ دارم نشانی قلبت را گم می کنم. دارم میان ازدحام تنهایی خوف آور بی تو بودن جان می دهم! عزیزترین! من دچار ابهام بی واژگی نگاه توام!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 21 ساعت و 43 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .