♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بیشتر از واقعیت تو را میان این کلمات نَفَس کشیدم زندگی کردم و باور کردم . . . می روم اما هنوز هم دلم روشن است که روزی از زوایای گریه هایم ظهور می کنی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک روز خورشید پایین می آید، گونه زمین را می بوسد و آسمان ِ آرزوهای من، آبی می شود! باور نمی کنی؟ این خط! این نشان!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برام شایعه بسازید به من انگ بزنید من هیچی نمی شنوم صدای زیباتری هست برای شنیدن صدای باران صدای موج دریا و صدای مرغان دریا .....صدای او...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قلم را به روی دفتر به رقص در خواهم آورد و کنار تو خواهم نوشت.....دوستت دارم...به همین سادگی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حرفهای دلم قصه ای دراز دارد روزهاییست که در میانهء « راه زندگی » سرگردان و بی هدف در کوچه های باران زده اش پرسه میزنم و بر دیواره ء گریه هایم مشت می کوبم جنس فریادم سکوتی تلخ است و لبانم در جستجوی یک لبخند شیرین تن لرزه های شبانه ام خواب را از سرم می پراند و ضربان قلبم تند تر می شود کاش زودتر طلسم روزهایم بشکند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آی دنیا ؟ خجالت نمی کشی اینقدر نامردی؟!!!! من و اين پنجره ها و حسرت بارش تو...تا کی.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عشق .......بازی سرش نمی شود.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه آسوده گام برمی داری و چه بی ریا پا به دریا می گذاری بی آنکه نمی برداری و جامه عوض کنی اما من که خانه را با جلبکهای دریایی فرش کرده ام پا به رودی گذاردم و تا سپیدی موهایم غرق شدم. کاش پیش از اعتماد به آفتاب عمق چاله های گونه ات را پیش بینی می کردم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو خیلی خوب بودی تو خیلی خوب هستی....برای مخاطب هایت........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
رفتن من آوازِ شادمانه ی زیبایی تو بود که در جانِ من نشست و امتدادم اما تکرارِ ترانه ی غمگینِ بال های آن پرنده ای ست که از منظرم گریخت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به ساعتم نگاه می کنم،........می روم.....اما.... خراب می شوم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برای رفتن من جارو جنجال مکن.....تنلگرت کافی بود.....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 19 ساعت و 58 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .