♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همین ک هستی کا[!]ت دور از من ... بدون من ... چ فرقی میکند! گل ک میخری خوب است برای من نیست؟ نباشد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی حس می کنی در اوج دوست داشتن بی کسی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چرا ما یاد نگرفته ایم قانون وفاداری را ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا، هر وقت در پیاده روهای شلوغ گم می شوم و فراموش می کنم از کجا آمده ام، ب آسمان نگاه می کنم و حتم دارم دستهای تو برای کمک ب من پایین می آیند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بـاد را صدایـش بزنیـــــد! میـخواهـم صـفـــا و صمیمیتـــ را ب دستـانـش بــسپــارم تـــا ب نــاکجاآبـاد بـبـــردش...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حرفی نیست.. فقط دلم را آویزان کرده ام همان گوشه ی که از خنده های تلخ، دارد تکان میخورَد....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میـــــروم و نیمی از دلم را می گذارم توی عطر خاک باران خورده و کوچه های همیشه خیس اینجا،..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خورشید هم در شب بی نور شانه به شانه ات نیست تا راهت را روشن کند وتو زمین می خوری... از روی بی کسی...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 5 ساعت و 58 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .