♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چرا ترک کنم سیگارم را؟.....که فریاد می کند نبودنت را.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به سلامتی رفیق .....می نوشیم .....عطر رفاقتت را.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر چقدر خودت را از آفتاب پنهان کنی هر چقدر پنجره ها را ببندی هر چقدر که پشت ديوارها پناه بگيری هر چقدر که چشمنت را ببندی بالاخره کسی تو را پيدا می کند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بله درسته ما او غاز تپل رو پختيم و بعدش خورديم. می گيد ديوانه ايم ما چون که آن غاز طلائی بود تخم طلا می گذاشت. اما خبر ندارين وقتی شکم گرسنه اس پختن تخم طلا چقدر عذاب آوره اگه غاز عزيزم تخم های عادی می کرد. حالا ديگه زنده بود تو حياط بازی می کرد.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ورود بزرگسالان ممنوع داريم بازی می کنيم نمی خواهيم کسی به ما بگه ((اين کارو بکن اون کارو نکن مواظب باش))
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من مستم وحرکت به سوی سیاهی مطلق....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 11 ساعت و 38 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .