♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یوسف می دانست تمام درها بسته هستند اما بخاطر خدا به سوی درهای بسته دوید و تمام درها برایش باز شد... اگر تمام درهای دنیا هم برویت بسته بود بدو ....... چون خدای تو و یوسف یکیست !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انگاری همه ی حرفام فقط توی دو کلمه خلاصه میشه .. "بودنت در کنارم ! "
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نمیدانم چرا...به کنار ساحل خزر که میروم دلم میگیرد،...انگار یک حسی مثل همان حسی که غروب جمعه ها دارم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این بعضی ها ...این دوستت دارم ها ...حرمت دارد .....زیبا رفتار کنید ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم گرفته! هوا ی خزر چقد امروز بد شده ..خورشید خیلی گرم تر از همیشه می تابد انگار او هم می داند بی تـو سرد است سرزمینی که عزیز مصرش تو بودی !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میخواهم بمانم ...اگه دل دل نکنی بودنم را......
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 23 ساعت و 24 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .