♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در تنهایی لابه لای خاطرات گذشته میان ناله هایم با حسرت و درد فریاد میزنم نگاه عاشقانه ات را . چه بیصدا می شکند بغض خسته ام ، در این لحظه های دلتنگی .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ای تکرار همیشگی عشق ! حسرت دیرینه ام ، دیدار توست . قانعم به نگاهی ، گاه گاهی .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در سرمای نبودنت ، به انتظار دیدارت ، آغاز میکنم روزهای سرد را . و با بغض شکسته ام از " تو " مینویسم .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک روزکه خوشحال تر بودم یک نقاشی از پاییز میکشم ....که یادم بیاید زمستان تنها فصل زندگی نیست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من از همه ی دنیا یکی تورا داشتم یکی خدایم را.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پنجره ها کلافه اند از سنگینیه نگاه منتظرم ... اگر نمیایی ، پنجره ها را دیگر زجر ندهم ! چشمهایم به " جهنم "...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کل آب اقیانوس هم نمی تواند یک قایق را غرق کند مگر آن که خود قایق سوراخ باشد؛ آری، از ماست که بر ماست ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همه لرزش دست و دلم ازآن بود که عشق پناهی گردد،پروازی نه گریزگاهی گردد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می دانم انتظار این تک واژه حقیر خیس ترین ردپای توست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میان فریاد و سکوت به مسخ رسیدم....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 2 ساعت و 42 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .