♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
-این واژه های سرطان زده - مثل مجسمه های ابری آرزوی باریدن را درد می کشند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باید بنشیم کنار خودم و آرام آرام این عشق درون خودم را بکشم بیرون و یک دل سیر فقط نگاهش کنم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گله ای نیست من و فاصله ها همزادیم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صدا نزدی اسمم را ...راهش را خوب کشید و رفت!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سنگین است تکلیف بی تو بودن،
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تلخی این روزهایم را ببخشید… دیگر قندی در دلم آب نمیشود…
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زندگی دو چیزرا خوب به من آموخت: مرگ آرزو و آرزوی مرگ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهي به خاک سپردن يک جسد.. . از خواباندن يک قاب عکس آسانتر است.. . لعنت به خاطرات.. .
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 2 ساعت و 1 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .