♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران از جنس من است و من از جنس باران ، هر دو بی هدف می باریم ، به امید رویش یک امید ، از جنس عطر تنت ،
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من ب این دنیا دل نمیسپرم ن ب خوشیش ن ب ناخوشی اش
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آنکــه سامان غزلهایم از اوست / بی سر و سامانیم را حس نکـــرد. . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیشب ، آسمان از ته دل اشک می ریـــخت و باران روی سقف خانه مان از ته دل پای می کوبیـــــد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حوصله ی دلم از تنگ شدن های _بی_ بهانه به ســـر آمده . . مواظب گــام هایت باش حواست هســـت ؟ داری بهانه اش می شوی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فکرم قلم به دســت گرفته و می نویسد ....عــــاشقــانه های بـــــــــی بــــــهانــــه......خاتون خوبِ قصه
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه حس عجیبیست افتاده در من ! نمک گیرش می شوم ! می دانم نهایت صاحب خانه ام خواهی کرد .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر کسی از ظن خود شد یار من *** از درون من نجست اسرار من
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو ... مراقب غرورم باش همین .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
معبودا تـو را داشتنو دلتنگــــــ شدن . سنگین است !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صدای بغضِ سکـــوت شیهــــه می کشـــد اینجـــــا
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 15 ساعت و 19 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .